عشق آسمانی ........



خواستم عشق رو تو دستام بگيرم ولي جا نشد
پس گذاشتمش تو جيبم ولي جا نشد
در كمد رو باز كردم ولي جا نشد
تصميم گرفتم ببرمش تو اتاق ولي جا نشد
بنابراين يه خونه براش گرفتم ولي جا نشد
با خودم گفتم : يه باغ ! آره ! ولي جا نشد
حتما توي كره ي زمين جا ميشه ولي جا نشد
پس گذاشتمش توي قلبم , حالا ديگه جاش خوبه خوبه
تازه مي فهمم اين كه دل آدم مي تونه از دنيا هم بزرگتر باشه ؟؟؟!!!

![]()
آسمون چيه دوباره؟ كم آوردي باز ستاره؟ اشك نريز بخند دوباره انگاري بازم بهاره
مي دونم اگر بباري سبكت مي كنه اما به خدا فايده نداره امشبو باش تنهاي تنها
من پيشت مي مونم تا صبح باهات مي خونم ببار اي مهربونم
حالا كه سپيده سر زد...
در سجادتو باز كن گل سرخشو بو كن اشكاي گونتو پاك كن بشين و براش دعا كن
كه اي خداي آسمونم هميشه باهاش بمونم...

.jpg)
ديروز را با تو گذراندم و تا امروز را با خاطرات ديروز و حال , امروز , ديروزي دگر بود تا با خاطراتش فرداها را بگذرانم به انتظار ديروزي ديگر.
هرگاه دفتر محبت را ورق زدي
هرگاه در زير پايت صداي خش خش برگ ها را حس كردي
وهرگاه در ميان ستارگان آسمان
تك ستاره اي پرنور ديدي
ياد شبی پاييزي بيفت كه سرم روي شانه هايت بود و پرسيدي كدام ستاره را بيشتر دوست داري ؟ و من پرنورترين و بزرگترين را نشان دادم و همان لبخند زيبا روي لبانت نقش بست...
آري , به خاطرات گوش بده تا صداي تپش لحظه ها را باور كني
انگار در اوج سكوت عاشقانه فرياد مي زنند:
دوستت دارم مهربانم
.gif)




















